مرتضى مطهرى
819
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ضبط شود همان مال خودش در آن ضبط شده ، اين جز اينكه استعداد ضبط شدن دارد چيز ديگرى نيست . انسان هم يك موجودى است كه با يك سلسله اعصاب و به گونهاى از نظر مادى ساخته شده كه همين قدر مىدانيم كه مىتواند ذوق پيدا كند ، مىتواند فكر پيدا كند ، مىتواند حساسيت پيدا كند ، مىتواند گرايش پيدا كند ، اما چگونه ؟ در هر محيطى كه باشد همان گونه . يك آينهاى است كه مىتواند بيرون را منعكس كند . اگر آن را مقابل اين خيابان قرار بدهى خيابان را منعكس مىكند . نمىشود گفت كه اينجا عوضى منعكس كرده . در مقابل خيابان بايد هم خيابان را منعكس كند . در يك اتاق هم در مقابل كتابها قرار بدهى كتابها را منعكس مىكند . او جز اينكه بايد يك چيزى را منعكس كند كار ديگرى ندارد . انسان هم آمادهء پذيرش ساخته شده است . قلم تاريخ ، قلم اجتماع ، قلم طبيعت ، هر رقمى را كه بر او ثبت كرد عوضى ثبت نكرده ، يعنى نسبتش با هر رقمى على السويه است . اين از نظر فردى . از نظر اجتماعى هم همينطور است . ولى نظريهء فطرى اين حرف را نمىزند . مىگويد مسئله چيز ديگرى است . انسان يك موجودى است در رابطهاش با متن خلقت ، در رسالتش با متن خلقت . در نهادش يك سلسله استعدادها نهفته است كه آن استعدادها ملاك تكامل واقعى است . تكامل ، نسبى نيست واقعى است ، در او هست . اگر همان استعدادهاى درونى او در وى بشكفد آن وقت اين موجود به كمال خودش رسيده است . اگر شكفته نشود مسخ شده . آنوقت « مسخ » معنى پيدا مىكند . من نمىفهمم امروزيها كه از يك طرف از فطرت نامى نمىبرند و عملًا قائل به فطرت نيستند و از طرف ديگر مسئلهء مسخ انسان يا از خود بيگانگى انسان را مطرح مىكنند [ چگونه آن را توجيه مىكنند ؟ ] آخر كدام خود ؟ ! اين خودى كه شما مىگوييد كه از آن خودش دارد بيگانه مىشود كدام خود است ؟ آن چيزى كه مىگوييد انسان او بايد باشد و اگر نبود مسخ شده آن چيست ؟ پس اين نظريه مىگويد درست است كه انسان آمادهء پذيرش افكار گوناگون ، اخلاق گوناگون و روشهاى عملى گوناگون است اما نسبتش به همهء اينها على السويه نيست . يك سلسله افكار هست كه اگر بپذيرد همانى است كه مىبايست بپذيرد . يك سلسله افكار را اگر بپذيرد از راه خودش منحرف شده و واقعاً غلط و اشتباه است . آن نظريهاى كه مىگفت نبايد به هويتهاى ملى دست زده شود و حتى گفته مىشد اسلام هم نيامده كه دستى به تركيب هويتهاى ملى بزند ، زيرا اين مثل اين است كه بخواهد خون مردم را بريزد . چرا خون مردم را بىجهت بريزد ؟ ! به هويتهاى ملى نبايد دست بزند . اين بايد سر جاى خودش محفوظ بماند . در ماوراى هويتهاى ملى يعنى با حفظ هويتهاى ملى هر حرفى دارد بيايد